بیاهلغتنامه دهخدابیاه . (اِخ ) نام رودخانه ای است بسیار بزرگ در نواحی لاهور. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) : با توانایی و قدرت بهراسید همه پیل از آن شیر که کشتی
بیاهلغتنامه دهخدابیاه . (اِخ ) نام رودخانه ای است بسیار بزرگ در نواحی لاهور. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) : با توانایی و قدرت بهراسید همه پیل از آن شیر که کشتی
تامن ارنلغتنامه دهخداتامن ارن . [ ن َ اَ رُ ن َ ] (اِخ ) یکی از انهار (بیاه ) در غرب لوهاور. (ماللهند ص 129 س 9).
چخ چخلغتنامه دهخداچخ چخ . [ چ ِ چ ِ ] (صوت ) چخ . آوازی که بدان سگ را رانند. لفظی که راندن سگ را دلالت کند. در مقابل بیاه ! بیاه ! که دال بر خواندن سگ است . رجوع به چخ شود.
حجابلغتنامه دهخداحجاب . [ ح ِ ] (اِخ ) یا جهان ، نام موضعی است بر ساحل رود بیاه : روز شنبه پانزدهم لوای ظفرپناه از آب بیاه عبور نموده سایه ٔ اقبال بر منزل حجاب (ن ل : جهان ) اند
کچوکچولغتنامه دهخداکچوکچو. [ ک ُ ک ُ ] (اِ صوت ) صوتی که بدان مردم برخی ولایات ایران سگ را خوانند، بیشتر برای خوردن ، مانند بیاه بیاه در جاهای دیگر. (از یادداشت مؤلف ).