2260 مدخل
۱. بیخطر ۲. بیآسیب، بیاذیت ۳. آرام
benign
harmless, innocent, innocuous, inoffensive, lamblike, tame
کسی یا چیزی که آزار نمیرساند؛ بیخطر: حیوان بیآزار.
غير موذي
defuse, disarm
sheep
lamb
reset
redeployment
آنچه روح را بیازارد.
آنکه ضعیفان را بیازارد؛ عاجزکش.
آنچه روح و روان را بیازارد؛ رنجدهنده.
۱. بیآزار، بیآسیب ۲. بیضرر
(ی ) (گَ) (ص فا.) آنچه روح و جان را بیازارد.