بیابانگردفرهنگ مترادف و متضاد۱. بادیهپیما، بادیهنشین، بدوی، بیاباننورد، چادرنشین، صحراگرد، صحرانشین، بیابانپو، بیاباننورد ۲. بیابانی، صحرایی، وحشی ≠ شهرنشین، شهری
بیابان گردفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. کسی که در بیابانها میگردد.۲. کسی که در بیابان زندگی میکند.۳. چادرنشین.
بیابان گردلغتنامه دهخدابیابان گرد. [ گ َ ] (نف مرکب ) کسی که در بیابان زیست میکند. صحراگرد باشد. بدوی . چادرنشین : کرد صحرانشین کوه نوردچون بیابانیان بیابان گرد.نظامی .
باباگردعلیلغتنامه دهخداباباگردعلی .[ گ ِ ع َ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش طرهان شهرستان خرم آباد. 48 هزارگزی کوهدشت . و 48 هزارگزی باختر راه شوسه ٔ فرعی خرم آباد به کوهدشت . جلگه
بارانگردلغتنامه دهخدابارانگرد. [ گ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قلعه تل بخش جانکی شهرستان اهواز که در 24هزارگزی شمال باغ ملک و 3هزارگزی خاور راه اتومبیل رو هفت گل به ایزه (ایذه ) در
بادیه پیمایلغتنامه دهخدابادیه پیمای . [ ی َ / ی ِ پ َ / پ ِ ] (نف مرکب ) آنکه بادیه پیماید. رونده ٔ در بادیه . صاحب آنندراج آرد: از عالم دوزخ آشام است . نورالدین ظهوری گوید : جرس محمل