بگونیالغتنامه دهخدابگونیا. [ ب ِ گ ُ ] (لاتینی ، اِ) گیاهی از تیره ٔ بگونیاها با گلهای سرخ و سفید یا صورتی اصلش از آمریکای مرکزی است و در حدود چهارصد گونه از آن شناخته شده است . (
بگونیافرهنگ انتشارات معین(بِ) [ فر. ] ( اِ.) گیاهی است زینتی دارای گل های زیبای سرخ یا سفید یا صورتی این گیاه اصلش از آمریکای مرکزی است و در حدود 400 گونه از آن شناخته شده است .
بگونیافرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگلی به رنگهای سرخ، قهوهای، سفید، و ارغوانی با بوتۀ کوتاه و ساقههای باریک توخالی که بومی مناطق گرمسیر است. بگونیای برگی: (زیستشناسی) نوعی بگونیای زینتی بدون
بدگونیالغتنامه دهخدابدگونیا. [ ب َ ] (ص مرکب ) بد ساخته شده . خانه ای که صحن آن کج و معوج باشد.(ناظم الاطباء). به اصطلاح معماران ، خانه ای که صحنش کج باشد و آن را شوم پندارند. (آنن
بدگونیافرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدر معماری، زمین یا صحن خانه که کج و اریب باشد. Δ آن را در قدیم شوم میپنداشتند.