بگذارگویش خلخالاَسکِستانی: bəna دِروی: bə.na شالی: bə.na کَجَلی: be.ne کَرنَقی: bəna کَرینی: bəna کُلوری: bəna گیلَوانی: bəna لِردی: âna
بگذارگویش کرمانشاهکلهری: bɪl/ bena گورانی: bɪl/ bena سنجابی: bɪl/ bena کولیایی: bɪl/ bena زنگنهای: bɪl/ bena جلالوندی: bena/ bente: زولهای: bena/ bente: کاکاوندی: bena/ bente:
بگذارگویش اصفهانی تکیه ای: vehal طاری: vâhal طامه ای: veɂal / viyal طرقی: vâhal کشه ای: vâhal نطنزی: vâhel
بِگْذِرگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی عبور کن ، رد کن ، ببخش ، اینجا بگذار ، حلال کن ، فراموش کن ، این رو قرار بده
ﭐقْذِفِيهِفرهنگ واژگان قرآنبگذار در آن (کلمه قذف به معناي نهادن و يا انداختن است در عبارت " أَنِ ﭐقْذِفِيهِ فِي ﭐلتَّابُوتِ فَـﭑقْذِفِيهِ فِي ﭐلْيَمِّ "قذف اول به معناي نهادن ، و قذف دوم
بهلواژهنامه آزادبگذار؛ رها کن. بِهِل کاین آسمان پاک چراگاه کسانی چون مسیح و دیگران باشد (مهدی اخوان ثالث). بِهِل ( بِ هِ ل ) - اجازه خواستن و فرصت خواستن بر کاری - شکل مخفف ( ب