بکوءلغتنامه دهخدابکوء. [ ب ُ ] (ع مص ) کم شیر شدن ناقه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). اندک شیر شدن ناقه (زوزنی ). بَک ء. بکاءة. بکاً. (منتهی الارب ). و رجوع به مصادر مذکور شود.
کوکبلغتنامه دهخداکوکب . [ ک َ ک َ] (ع اِ) ستاره . (ترجمان القرآن ). ستاره ٔ بزرگ یا عام است . ج ، کواکب . و ذهب القوم تحت کل کوکب ؛ یعنی پراکنده و متفرق شدند. (منتهی الارب ). ست
بکوءلغتنامه دهخدابکوء. [ ب ُ ] (ع مص ) کم شیر شدن ناقه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). اندک شیر شدن ناقه (زوزنی ). بَک ء. بکاءة. بکاً. (منتهی الارب ). و رجوع به مصادر مذکور شود.