بکسواتواژهنامه آزادﺑﮑﺴﻮﺍﺕ:ﺭﻭﺳﯽ (ﺑﻪ ﺧﻂ ﺭﻭﺳﯽ:буксовать ﺑﻪ ﺧﻂ ﻻﺗﯿﻦ:buksovat ) ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﻟﻐﺰﯾﺪﻥ ﻭ ﺳﺮ ﺧﻮﺭﺩﻥ
بکسماتلغتنامه دهخدابکسمات . [ ب َ س َ ] (اِ) بقسمات . نوعی از نان روغنی باشد که روی آن را مربعمربع بریده بپزند و بیشتر مسافران بجهت توشه ٔ راه بردارند. (برهان ) (ناظم الاطباء) (از
بکسماتفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی نان روغنی خشک که به شکل تکههای کوچک چهارگوش یا گرد تهیه میشود.
بکسماتلغتنامه دهخدابکسمات . [ ب َ س َ ] (اِ) بقسمات . نوعی از نان روغنی باشد که روی آن را مربعمربع بریده بپزند و بیشتر مسافران بجهت توشه ٔ راه بردارند. (برهان ) (ناظم الاطباء) (از
بقسماتلغتنامه دهخدابقسمات . [ ب َ س َ ] (معرب ، اِ) معرب بکسمات فارسی است . (یادداشت مؤلف ). خبز رومی . کعک . بقسماط . بشماط. بقسمات .(دزی ج 1 ص 103). رجوع به بکسمات و برهان قاطع
صربلغتنامه دهخداصرب . [ ص ِ ] (اِخ ) (قبائل ...) سامی گوید: نام قومی است از اقوام اسلاوهای جنوبی و دو شعبه ٔ دیگر مسمی بکرواتها و اسلاوها، در گوشه ٔ شمال غربی ازشبه جزیره ٔ بال