بکارةلغتنامه دهخدابکارة. [ ب َ رَ ] (ع اِمص ) دوشیزگی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) (غیاث ). عُذْرَت . (منتهی الارب ). و رجوع به بکارت شود. || دوشیزه بودن . (ناظ
بکارةلغتنامه دهخدابکارة. [ ب ِ / ب َ رَ ] (ع اِ) ج ِ بَکر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). رجوع به بکر شود. || اشتر جوان . (مهذب الاسماء).
بکارتفرهنگ انتشارات معین(بِ رَ) [ ع . بکارة ] 1 - (مص ل .) دوشیزه بودن . 2 - (اِمص .) دختری . 3 - تازگی .
خرقاءلغتنامه دهخداخرقاء. [ خ َ ] (اِخ ) نام زن سیاهی است که بکارهای مسجد پیغمبر میرسید و از او در روایت حمادبن زید از ثابت از انس ذکریست بنابر قول ابن السکن . (از الاصابه چ کلکته
socializesدیکشنری انگلیسی به فارسیاجتماعی می شود، اجتماعی کردن، بکارهای اجتماعی تخصیص دادن، بصورت سوسیالیستی دراوردن