بکاءلغتنامه دهخدابکاء. [ ب َ ک ْ کا ] (ع ص ) بسیار گریه کننده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بسیارگرینده . سخت گرینده . بَکّی ْ. (منتهی الارب ). و رجوع به بکی شود.
بکاءلغتنامه دهخدابکاء. [ ب َک ْ کا ] (اِخ )منسوب است به هیثم بن جماز حنفی بکاء از اهل کوفه که بسیار گریه میکرده است . (از سمعانی ) (از اللباب ).
بکاءةلغتنامه دهخدابکاءة. [ ب َ ءَ ] (ع مص ) اندک شیر شدن . (تاج المصادر بیهقی ). کم شیر شدن . (منتهی الارب ). و رجوع به بک ء شود.
معین البکاءلغتنامه دهخدامعین البکاء. [ م ُ نُل ْ ب ُ ] (ع ص مرکب ، اِ مرکب ) کسی که تعزیه را اداره می کرد. تعزیه گردان . توضیح آنکه تعزیه رژیسوری داشت که کار رئیس ارکستر را هم می کرد.