بپغالغتنامه دهخدابپغا. [ب َ ] (اِ) ببغا. طوطی . (برهان قاطع) (هفت قلزم ) (ازناظم الاطباء). در لغت فرس بپغا را بیغا نیز خوانده اند و بای فارسی را یای تحتانی دانسته اند. (انجمن آر
ببغاءلغتنامه دهخداببغاء. [ ب َ / ب َب ْ ب َ ] (ع اِ) بپغا. طوطی . (مهذب الاسماء). طوطک . (فرهنگ اسدی ).طوطی سبزپر. (منتهی الارب ). حرف ثانی را بای فارسی نیز نوشته اند. (غیاث اللغ
توتهلغتنامه دهخداتوته . [ تو ت َ / ت ِ] (اِ) طوطی را گویند. (برهان ) (فرهنگ جهانگیری ) (ناظم الاطباء). توتی . طوطی . توتک . ببغا. بپغا. مرغک دانا. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجو