بنات نعش کبریلغتنامه دهخدابنات نعش کبری . [ ب َ ت ِ ن َ ش ِ ک ُ را ] (اِخ ) هفت اورنگ مهین . رجوع به ذیل هفت اورنگ شود.
برناتلغتنامه دهخدابرنات . [ ب ُ ] (اِخ ) (جبل الَ ...) کوه پیرنه ، در لهجه ٔ عربهای اندلس . رجوع به پیرنه شود.
بنات نعش کبریلغتنامه دهخدابنات نعش کبری . [ ب َ ت ِ ن َ ش ِ ک ُ را ] (اِخ ) هفت اورنگ مهین . رجوع به ذیل هفت اورنگ شود.
برناتلغتنامه دهخدابرنات . [ ب ُ ] (اِخ ) (جبل الَ ...) کوه پیرنه ، در لهجه ٔ عربهای اندلس . رجوع به پیرنه شود.
بانات فروشلغتنامه دهخدابانات فروش . [ ف ُ ] (نف مرکب ) بزاز. پارچه های پشمینه فروش . (ناظم الاطباء).
باناتلغتنامه دهخدابانات . (اِخ ) نام خطه ای است و آن عبارت است از قسمت جنوب شرقی مجارستان که از جنوب به رودخانه ٔ دانوب و از شمال به رودخانه موروس و از مشرق به کوهستان کارپات محد