بطرالغتنامه دهخدابطرا. [ ب َ ] (معرب ، اِ) فطرا. به یونانی کوه را گویندو بعربی جبل خوانند. (برهان ) (هفت قلزم ) (آنندراج ).کوه و جبل . (ناظم الاطباء). کوه . (مؤید الفضلاء). و ر
بطراخولغتنامه دهخدابطراخو. [ ب َ ] (یونانی ، اِ) بطراخون . بطراخوس . بلغت یونانی جانوری است آبی که آنرا وزق گویند و بعربی ضفدع خوانند. (برهان ) (ناظم الاطباء). مأخوذ از یونانی وز
بطراخیونلغتنامه دهخدابطراخیون . [ ب َ ] (معرب ، اِ) به لغت یونانی نوعی از کرفس صحرایی باشد و آن گرم و خشک است در چهارم . (برهان ) (آنندراج ). کبیکج . (تذکره ٔ داود ضریر انطاکی ). ||
بطرالغتنامه دهخدابطرا. [ ب َ ] (معرب ، اِ) فطرا. به یونانی کوه را گویندو بعربی جبل خوانند. (برهان ) (هفت قلزم ) (آنندراج ).کوه و جبل . (ناظم الاطباء). کوه . (مؤید الفضلاء). و ر
بطراسالیونلغتنامه دهخدابطراسالیون . [ ب َ ] (معرب ، اِ مرکب ) فطراسالیون . لغتی است یونانی مرکب از بطرا وسالیون به معنی کرفس کوهی چه بطرا کوه را گویند و سالیون کرفس را. (از برهان ) (آ
بطراخولغتنامه دهخدابطراخو. [ ب َ ] (یونانی ، اِ) بطراخون . بطراخوس . بلغت یونانی جانوری است آبی که آنرا وزق گویند و بعربی ضفدع خوانند. (برهان ) (ناظم الاطباء). مأخوذ از یونانی وز