بَرَزُواْفرهنگ واژگان قرآنبیرون رفتند - بیرون شدند - ظاهر شدند - آشکار شدند - براي مبارزه از لشکر خودي جداشدند و رودرروي دشمن قرار گرفتند(کلمه برزوا فعل ماضي ازمصدر بروز، به معناي ظهور و
چپاویلغتنامه دهخداچپاوی . [ چ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهک شهرستان جهرم که در 13هزارگزی جنوب خاور جهرم ، در دامنه جنوبی کوه البرزواقع شده . کوهستانی و گرمسیر است و 230 تن سک
اصحارلغتنامه دهخدااصحار. [ اِ ] (ع مص ) به صحرا بیرون شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). به صحرا بیرون آمدن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). اَصْحَرَ القوم ُ؛ برزوا الی الصحراء
شارةلغتنامه دهخداشارة. [ رَ ] (ع اِ) صورت . ج ، شارات . (مهذب الاسماء) (دهار). || نشان روی . (دهار). || هیئت . || لباس . (دهار) (منتهی الارب ). یقال : فلان حسن الشارة؛ ای حسن ال