بَبُوْگویش گنابادی در گویش گنابادی یک آوا است که برای شماتت کردن یا اظهار تعجب بسته به موقعیت کاربرد دارد ، اِی بع بع ، اَه اَ ه
ببوواژهنامه آزاد(گنابادی) بَبُوْ؛ اِی، بع بع، اَه اَ ه. صوت یا آوایی است که برای شماتت کردن یا اظهار تعجب، بسته به موقعیت، کاربرد دارد.
اَبلَهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال َه، احمق، تهیمغز، کمهوش، قاصر، نارسا، مغزخرخورده، ببو، بُله مضحک، نامعقول، مسخره سادهلوح، خام، بیتزویر، نادان، معصوم، بیگناه، بچه، بچگ
آدم سادهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط آدم ساده، احمق، شخص خام، مضحکه، بَبو مظلوم، بازیچۀ دست، آلت دست، آلت ◄ ابزار صید [صورت صفتی:] معصوم، بیگناه، بیتزویر، ناشی