بویریلغتنامه دهخدابویری . [ بُو ] (اِخ ) دهی از دهستان شبانکاره است که در بخش برازجان شهرستان بوشهر واقع است و 400 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7).
بویریلغتنامه دهخدابویری . [ بُو وَ ] (اِخ ) تیره ای از شعبه ٔ الیاس از تقسیمات دشمن زیاری ایلات کوه کیلویه ٔ فارس . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 89).
بویریلغتنامه دهخدابویری . [ بُو وِ ] (اِخ ) یکی از طوایف هفت لنگ بختیاری که در مال امیر، سکنا دارند. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 74).
شبانکارهلغتنامه دهخداشبانکاره . [ ش َ رَ / رِ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای یازده گانه ٔ بخش برازجان شهرستان بوشهر است . سد معروف شبانکاره در این دهستان در نزدیکی قریه ٔ درواهی روی رودخ
مُوتُواْفرهنگ واژگان قرآنبمیرید(کلمه موت به معناي نداشتن حيات واز آثار حيات ، شعور و اراده است لذا به کسی که آثارحیات را هم ندارد مرده می گویند همانطور که خداي عز و جل فرموده : و کنتم