بولستردیکشنری عربی به فارسینمک الي مرکبي که تغليظ شده ودر پلا ستيک سازي مصرف ميگردد , الياف ياپارچه پولي استر
بوسترفرهنگ انتشارات معین(تِ) [ انگ . ] (اِ.) وسیله ای که فرکانس های رادیویی را تقویت می کند و معمولاً برای دریافت بهتر تصاویر تلویزیونی به کار می رود.
بولسریلغتنامه دهخدابولسری . [ س َ ] (اِ) نام درختی است که آنرا مردم ، مولسری می گویند. ظاهراً در اصل مور بود بمعنی تاج و سری در هندی بمعنی راجه یعنی درختی که گلش لایق سلاطین است .
bolstersدیکشنری انگلیسی به فارسیبولسترها، بالش، متکا، تقویت کردن، با بالش نگهداشتن، پشتی کردن، تکیه دادن