بولاقلغتنامه دهخدابولاق .(اِخ ) ناحیه ای است در قاهره بر کنار نیل که مطبعه ٔ رسمی بولاق در آن قرار دارد. و آن مطبعه را ناپلئون در حمله ٔ سال 1798 م . بمصراز واتیکان بدان جا آورد.
بولاغ اوتیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگیاهی خودرو از خانوادۀ ترهتیزک با گلهای کوچک سفید که مصرف دارویی دارد؛ جرجیر آبی؛ آبتره؛ علف چشمه؛ شاهی آبی.
بولاغ اوتیلغتنامه دهخدابولاغ اوتی . (ترکی ، اِ مرکب ) آب تره . رجوع به بولاغوتی و گیاه شناسی گل گلاب و کارآموزی داروسازی ص 190 شود.
بولاغوتیلغتنامه دهخدابولاغوتی . (ترکی ، اِ مرکب ) گیاهی است که آن را آب تره ، شاهی آبی نامند. (فرهنگ فارسی معین ). گیاهی است تند و زبان گز و خوردنی که در آب روید. (رجوع به گیاه شناس
قرخ بولاغلغتنامه دهخداقرخ بولاغ . [ ق َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان افشاریه ٔ بخش آوج شهرستان قزوین که در 28 هزارگزی شمال آوج سر راه شوسه ٔ همدان در کوهستان واقع و سردسیر است . سکنه ٔ
بولاغ اوتیلغتنامه دهخدابولاغ اوتی . (ترکی ، اِ مرکب ) آب تره . رجوع به بولاغوتی و گیاه شناسی گل گلاب و کارآموزی داروسازی ص 190 شود.
بولاغوتیلغتنامه دهخدابولاغوتی . (ترکی ، اِ مرکب ) گیاهی است که آن را آب تره ، شاهی آبی نامند. (فرهنگ فارسی معین ). گیاهی است تند و زبان گز و خوردنی که در آب روید. (رجوع به گیاه شناس
قرخ بولاغلغتنامه دهخداقرخ بولاغ . [ ق َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان افشاریه ٔ بخش آوج شهرستان قزوین که در 28 هزارگزی شمال آوج سر راه شوسه ٔ همدان در کوهستان واقع و سردسیر است . سکنه ٔ
شاه بولاغیلغتنامه دهخداشاه بولاغی . (اِخ ) نام محلی در کنار راه خوی به ماکو، میان کسیان و مریملر در 62 هزارگزی خوی . (یادداشت مؤلف ).