بوقفرهنگ انتشارات معین( اِ.) 1 - نای ، نای بزرگ . 2 - دستگاهی در وسایل نقلیه که با به صدا درآوردن آن به دیگران اخطار می دهند. 3 - نوعی از شیپور کوتاه که شکارچیان برای راندن شکار از م
بوقفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (موسیقی) آلت فلزی یا استخوانی میانتهی که با دهان در آن میدمند و صدا میکند؛ شیپور.۲. [قدیمی] شاخ میانتهی.
بوغلغتنامه دهخدابوغ . (اِ) بالاپوشی است از جامه و چرم خصوصاً. (آنندراج ). روپوش و لفافه ، ویژه لفافه ٔ چرمی و چنته . (ناظم الاطباء).
بوغلغتنامه دهخدابوغ . (اِخ ) دهی است به ترمذ. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). دهی است به ترمذ. از آنجا است : ابوعیسی محمدبن عیسی بن سورةبن شداد بوغی . (از وفیات الاعی