نوعی انحرافات جنسی که دران شخص بوسیله نشان دادن الت جنسی خود احساسات شهوانی رافرومینشانددیکشنری فارسی به عربیمباهاة
کبوترلغتنامه دهخداکبوتر. [ ک َ ت َ ] (اِ) کفتر. کبتر. (ناظم الاطباء). حمام . (دهار) (فهرست مخزن الادویه ). کوتر. کفتر. حمامه . (آنندراج ). نامه بر. (یادداشت مؤلف ). عَفْد. و رقا
منتنونلغتنامه دهخدامنتنون . [ م َ ت ِ نُن ْ ] (اِخ ) فرانسواز دوبینیه مارکیز دو. دختر کوچک آکریپا دوبینیه (1635-1719 م .). او را نخست در کلیسای کاتولیک نام گذاری کردند، ولی بوسیله
ابوسهللغتنامه دهخداابوسهل .[ اَ س َ ] (اِخ ) ویجن بن رستم کوهی طبری . ابن ندیم گوید کوهی منسوب بکوه ، جبال طبرستان است و ابن قفطی در شرح حال او آورده است : ابوسهل کوهی منجم ، فاضل
تلگرافلغتنامه دهخداتلگراف .[ ت ِ گ ِ / ت ِ ل ِ ] (فرانسوی ، اِ) مأخوذ از یونانی مرکب از تِل بمعنی دور و گرافِن بمعنی نوشتن . دستگاهی است که بوسیله ٔ آن پیامها را از فواصل بسیار د
گالاتهلغتنامه دهخداگالاته . [ ت ِ ] (اِخ ) مجسمه ای که بتقاضای پیگمالیون بوسیله ٔ ونوس جان دار گردید.