بوجانلغتنامه دهخدابوجان . (اِخ ) دهی از دهستان لواسان کوچک که در بخش افجه ٔ شهرستان تهران واقع است و 197 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1).
بوژانلغتنامه دهخدابوژان . (اِخ ) دهی از دهستان مازول است که در بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور واقع است . و 1197 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).
برجانلغتنامه دهخدابرجان . [ ب ُ ] (اِ) (حساب ...)(اصطلاح ریاضی ) مجموع عدد مضروب و مضروب فیه مثلا سه را در سه ضرب کنند حاصل نه میشود پس سه را جذر و نه را جداء و جمله ٔ آنرا برجان
بَوَّأْنَافرهنگ واژگان قرآنفلان مکان را مهيا کرديم ، تا مرجع و بازگشت گاه( او )باشد و همواره به آنجا برگردد .
جامعالکاظمیةلغتنامه دهخداجامعالکاظمیة. [ م ِ عُل ْ ظِ می ی َ ] (اِخ ) مسجدی است در مرقد کاظمین (ع )، و تاریخ بناء جامع بطور تحقیق معلوم نیست ، لیکن اصل مرقد را شاه اسماعیل صفوی بنا کرده
خرم رودلغتنامه دهخداخرم رود. [ خ ُرْ رَ ] (اِخ ) یکی ازدهستانهای سه گانه ٔ شهرستان تویسرکان . این دهستان درشمال شهرستان واقع و محدود است از طرف شمال به بخش اسدآباد شهرستان ، از جنو
برجانلغتنامه دهخدابرجان . [ ب ُ ] (اِ) (حساب ...)(اصطلاح ریاضی ) مجموع عدد مضروب و مضروب فیه مثلا سه را در سه ضرب کنند حاصل نه میشود پس سه را جذر و نه را جداء و جمله ٔ آنرا برجان