بوبونیونفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگیاهی با ساقۀ راست و محکم و گلهای زردرنگ شبیه گل بابونه که در طب قدیم مصرف دارویی داشته؛ حالبی.
بوتولیسمفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهمسمومیت غذایی که به دلیل خوردن غذای آلوده به سم میکروبها به وجود میآید و عوارض آن عبارت است از استفراغ، درد معده، و فلج اعصاب تنفسی.
بوتولینومزدایی حرارتیbotulinum cook, botulinal cookواژههای مصوب فرهنگستاننوعی فراوری حرارتی که در آن قوطی کنسرو را دستکم به مدت سه دقیقه در دمای 121 درجۀ سلسیوس قرار میدهند تا هاگهای باکتری کلستریدیوم بوتولینوم در آن از بین برون
بوبویکلغتنامه دهخدابوبویک . [ ی َ ] (اِ) هدهد : بوبویک پیکی نامه زده اندر سرخویش نامه گه باز کند گه شکند بر شکنا.منوچهری .