بِأَنَّهُفرهنگ واژگان قرآنبه اين (دليل) که آن (در عبارت " ذَ ٰلِکَ بِأَنَّهُ کَانَت تَّأْتِيهِمْ رُسُلُهُم بِـﭑلْبَيِّنَاتِ:آن (عقوبت و عذاب درد ناک )به سبب آن است که پيامبرانشان همواره
بِطَانَةًفرهنگ واژگان قرآنهمراز-دوست صميمي-محرم راز- خویشاوند نزدیک (در اصل به معنی آستر است و وجه تشبیهش این است که آستر از خود لباس به بدن نزدیک تر است.چون آستر لباس بر باطن انسان اشرا
ذوبوانلغتنامه دهخداذوبوان . [ ب ُ ] (اِخ ) موضعی است به نجد در شعرو گفته اند که مراد شاعر بوانه بوده است و ها را برای قافیة سقط کرده است . (مراصد الاطلاع ). زفیان گوید:ماذا تذکرت
باخلهلغتنامه دهخداباخله . [ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان بیلوار بخش کامیاران شهرستان سنندج در 6هزارگزی شمال کامیاران ، کنار شوسه ٔ کرمانشاه - سنندج .دامنه ، سردسیر. دارای 163 تن سک
پیرشهریارلغتنامه دهخداپیرشهریار. [ ش َ ] (اِخ ) پیر شالیار. در اورامان پیری روحانی از مغان زردشتی بوده است موسوم به پیر شهریار (که بزبان کردی او را پیر شالیار خوانند). ازو کتابی باقی