خرقه بازیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهبه وجد و سرور آمدن صوفیان هنگام سماع، پایکوبی، و جامه دریدن آنان در حالت وجد و حال.
بی وجدانلغتنامه دهخدابی وجدان . [ وِ / وُ ] (ص مرکب ) (از: بی + وجدان عربی ) در تداول فارسی زبانان به معنی بی انصاف و بی مروت بکار رود. رجوع به وجدان شود.