18912 مدخل
tote
استكانة
floater, tramp, wandering
قبا به دوش کردن . [ ق َ ب ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) قبا بستن . (آنندراج ).
( ~. بِ) (ص مر.) آواره .
سلام في
F.I.S.C.، اموال ضبط شده، خزانه داری پادشاهی، خزانه کشور
به دوش گرفت - حمل کرد
به دوش گرفتند
به دوش کشیدن آدم سنگین وزن و او را به تناوب بر روی شانه و ...
به دوش کشیدن علوفه یا دیگر محموله ها توسط اهرمی چوبی