لویاتانلغتنامه دهخدالویاتان . (اِ) تمساح . رجوع به تمساح شود. وصف این حیوان در کتاب ایوب فصل 41 به تفصیل بیان شده است و از جمله ٔ جباران حیوانات آبی است همچنانکه بهیموت از جباران ح
ابوعبدالغتنامه دهخداابوعبدا. [ اَ ع َ دِل ْ لاه ] (اِخ )یموت بن مزرع بن موسی بن سیار. رجوع به یموت ... شود.
ابوبکرلغتنامه دهخداابوبکر. [ اَ بو ب َ ] (اِخ ) کنیت یموت بن المزرع بن یموت بن عیسی . رجوع به یموت بن المزرع شود.
لیمو عمانیلغتنامه دهخدالیمو عمانی . [ ع ُم ْ ما ] (اِ مرکب ) لیموئی ترش که از عمان آرند. لیموترش . تفاح ماهی . رجوع بلیمو و بلیموترش شود.
ملکیتلغتنامه دهخداملکیت . [ م َ ل َ کی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) مأخوذ از تازی ، فرشتگی و مانا به فرشته . (ناظم الاطباء). فرشته بودن . خوی و صفات فرشتگان داشتن : همچنان که آن کی