زمین یخزدهfrozen groundواژههای مصوب فرهنگستانزمینی که رطوبت خاک آن بیشتر به یخ تبدیل شده باشد متـ . خاک یخزده
ادرافیسلغتنامه دهخداادرافیس . [ اِ ] (اِ) بیونانی چیزیست شبیه به یخ و در دریا بردور و اطراف نی جمع میشود و مانند کف دریا سوراخ سوراخ می باشد و بعربی زبدالبحر گویندش . (برهان قاطع).
برف بهارهspring snowواژههای مصوب فرهنگستانبرف ترِ درشت و دانهدانه، شبیه به یخ خردشدۀ آبدار که عموماً در بهار یافت میشود متـ . برف دانهدانه corn snow, granular snow
زبیدلغتنامه دهخدازبید. [ زُ ب َ ] (اِخ ) ابن الحارث یامی ، مکنی به ابوعبدالرحمن ، متوفی در 126 هَ .ق . او را نسبت به قبیله ٔ یام دهند و از آنرو یامی گویند. مؤلف قاموس گوید: در