بهیجلغتنامه دهخدابهیج . [ ب َ ] (ع ص ) شادمان . (منتهی الارب ) (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || خوب و نیکو. قال اﷲتعالی : من کل زوج بهیج . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظ
روح انگیزلغتنامه دهخداروح انگیز. [ اَ ] (نف مرکب ) آنچه روح را بهیجان آرد. دل انگیز. مفرح . شادی آور. روحبخش .
غمازلغتنامه دهخداغماز. [ غ َم ْ ما ] (ع ص ) فشارنده وجنباننده و بهیجان آورنده . صیغه ٔ مبالغه است از غَمز. (از اقرب الموارد). || سخن چین . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ساعی . (دها