بهیفرهنگ مترادف و متضاد۱. نیکی، خوبی ۲. نیکبختی، کامروایی، سعادت ≠ شقاوت، شوربختی، بدبختی ۳. صحت، سلامت، تندرستی ۴. بهبود، شفا، عافیت ۵. بهروزی، خیر ۶. آبی
بهیدانهلغتنامه دهخدابهیدانه . [ ب ِ ن َ / ن ِ ] (اِمرکب ) دانه ٔ بهی که نام میوه ٔ ولایتی است ، بارد و رطب در درجه ٔ دوم ، سرفه ٔ حاد و تب را مفید و مضعف معده . (آنندراج ) (غیاث ).
بهیةلغتنامه دهخدابهیة. [ ب َ هی ی َ ] (ع ص ) تأنیث بهی . (آنندراج ). مؤنث بهی ، یقال امراءة بهیة. (ناظم الاطباء). || روشن و تابان . (آنندراج ) (غیاث ). || لقبی است که در وزارت
بهیانفرهنگ نامها(تلفظ: behiyān) (بهی به معنای نیکویی ، خوبی صحت ، تندرستی + ان (پسوند نسبت)) ، روی هم به معنی نیکو و تندرست .