بهزادواژهنامه آزادبهزاد. [ ب ِ ] (اِخ ) نام یکی از نجبای ایران در زمان قباد پیروز: گوا کرد از مهر و خراد را فراهین و نیدوی و بهزاد را.
بهزادفرهنگ نامها(تلفظ: beh zād) نیک نژاد ، نیکو تبار ، نیکو زاده ؛ (در اعلام) بهزاد نقاش و مینیاتور ساز مشهور اواخر عهد تیموری و اوایل دورهی صفوی ، ملقب به کمال الدین .
بهزادآبادلغتنامه دهخدابهزادآباد. [ ب ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان چالان چولان است که در شهرستان بروجرد واقع است و 222 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6).
باغ بهزادلغتنامه دهخداباغ بهزاد. [ ب ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خان میرزا بخش لردگان شهرستان شهر کرد که در 38 هزارگزی خاورلردگان و 33 هزارگزی راه عمومی لردگان به پل کش در جلگه واقع
بهزادآبادلغتنامه دهخدابهزادآباد. [ ب ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان چالان چولان است که در شهرستان بروجرد واقع است و 222 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6).
باغ بهزادلغتنامه دهخداباغ بهزاد. [ ب ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خان میرزا بخش لردگان شهرستان شهر کرد که در 38 هزارگزی خاورلردگان و 33 هزارگزی راه عمومی لردگان به پل کش در جلگه واقع
عبدل آباد بهزادیلغتنامه دهخداعبدل آباد بهزادی . [ ع َ دُ دِ ب ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان برج اکرم بخش فهرج شهرستان بم . واقع در 18هزارگزی راه فرعی بم به ریگان . واقع در جلگه و گرمسیر است
دازانلغتنامه دهخدادازان . (اِخ ) دهی از دهستان بهزاد بخش کهنوج شهرستان جیرفت واقع در 120 هزارگزی شمال خاوری کهنوج . سر راه مالرو کهنوج به خاش کوهستانی گرمسیر مالاریائی و دارای 10