بحرینلغتنامه دهخدابحرین . [ ب َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ژان بخش درود شهرستان بروجرد در یکهزار گزی جنوب ایستگاه راه آهن . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
بحرینلغتنامه دهخدابحرین . [ ب َ رَ ] (اِخ ) سرزمینی واقع در طول ساحل غربی خلیج فارس که از قبل از ظهور اسلام مسکن قبائل ایرانی و قلیلی عرب و جزء قلمرو ایران بوده است و در آن اوان
بحرینلغتنامه دهخدابحرین . [ ب َ رَ ] (اِخ ) هر دو دریای روم و فارس که با هم جمع شده است . (آنندراج ) (از غیاث اللغات ) (منتهی الارب ). || دو دریای اسود و ابیض . (ناظم الاطباء) :
برینلغتنامه دهخدابرین . [ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهسارات بخش مینودشت شهرستان گرگان . سکنه ٔ آن 395 تن . آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات و لبنیات و ابریشم است . (از فر