بهروزفرهنگ انتشارات معین(بِ) 1 - (اِمر.) روز خوب ، روز خوش . 2 - نوعی بلور کبود و شفاف و کم قیمت . 3 - کندر هندی . 4 - (ص مر.)نیک روز، خوش اختر، نیک بخت .
بهروزفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. خوشبخت؛ نیکبخت.۲. نوعی بلور کبودرنگ و شفاف: ◻︎ چنان مستم چنان مستم من امروز / که پیروزه نمیدانم ز بهروز (مولوی: لغتنامه: بهروز).۳. (اسم) [قدیمی، مجاز] برد
بهروزیدیکشنری فارسی به انگلیسیaffluence, bonanza, fortune, interest, luck, prosperity, welfare, well-being
بهروزهفرهنگ نامها(تلفظ: behruze) (بهروز + ه (پسوند نسبت)) ، منسوب به بهروز ، ← بهروز . به علاوه بلور کبود و شفاف .
بهروزهلغتنامه دهخدابهروزه . [ ب ِ زَ / زِ ] (اِ مرکب )بمعنی بهروز است که بلور کبود صاف کم قیمت باشد. (ازبرهان ). بهروج . بهروجه . بهروز. بلور کبود در نهایت صافی و لطافت و خوش رنگ