بندهشنفرهنگ انتشارات معین(بُ دَ هِ شْ)1 - اصل آفرینش ، آفرینش نخستین . 2 - نام یکی از کتاب های دینی زرتشتی که حاوی اساطیرِ مربوط به خلقت جهان می باشد. از این کتاب دو نسخه موجود است . یک
بندشناسیلغتنامه دهخدابندشناسی . [ ب َ ش ِ ] (حامص مرکب ) فن شناختن مفاصل . معرفةالمفاصل . مفصل شناسی . (فرهنگ فارسی معین ).
کارلغتنامه دهخداکار. (اِخ ) (بلوک ) مطابق مندرجات بندهشن هندی ، آذر فربغ یا آتش روحانیان در کوه رشن در کابلستان بوده است اما احتمال میرود که این اشتباه از جانب نساخ واقع شده با
دارجهلغتنامه دهخدادارجه . [ ج َ ] (اِخ ) نام رودخانه ای است . بنا بمندرجات بندهشن (در فصل 20 فقره ٔ 32) رود دارجه در ایران ویج است ... که خان ومان و پدر زردشت در کنار آن بود و زر
دورشاسپلغتنامه دهخدادورشاسپ . (اِخ ) جد پنجم گرشاسب ،در اوستا و بندهشن نسب گرشاسب چنین آمده : گرشاسب پسر اترت ، پسرسام ، پسر تورگ ، پسر سپانیاسپ ، پسر دورشاسپ ، پسر تورگ ، پسر فرید
کرپلغتنامه دهخداکرپ . [ ک َ رَ ] (اِخ ) نام خاندانی تورانی است . بنابه روایت بُندهشن بِرات رِش قاتل زرتشت جزء پنج برادری است که از خاندان کرپ هستند. (از مزدیسنا و تأثیر آن در
سرولغتنامه دهخداسرو. [ س َرْوْ ] (اِ) پهلوی «سرو» (فرهنگ وندیداد ص 206) و «سرب » (بندهشن ص 116)،طبری «سور» (سرو) (واژه نامه ص 448)، عربی «سرو»، سریانی «شربینا» (بضم اول )،اکدی