بندبهلغتنامه دهخدابندبه . [ ب َ دَ ب َ ] (اِخ ) نام گاوی است که در کلیله بدان اشاره شده است : با وی [برادر بزرگترم ] دو گاو بود یکی را شتربه نام و دیگری را بندبه . (کلیله و دمنه
بادبهدستفرهنگ مترادف و متضاد۱. اسرافکننده، خراج، باددست، متلف، مسرف، ولخرج ≠ مقتصد ۲. آسوپاس، تهیدست، مفلس، هیچکاره ≠ ثروتمند، غنی ۳. بدبخت، بدشانس، بیطالع، مفلوک ≠ خوششانس
بندهفرهنگ مترادف و متضاد۱. عبد، عبید، مربوب، مملوک ≠ آزاد، آزاده، حر ۲. آفریده، مخلوق ۳. چاکر، خادم، خدمتکار، خدمتگزار، غلام، گماشته، مستخدم، نوکر ۴. اسیر، برده، زرخرید ≠ آزاد، آزاده،