بمساز صافshank 1واژههای مصوب فرهنگستانلولۀ کوتاهی که برای تغییر کوک بر روی قسمت فوقانی سازهای بادی برنجی نصب میشود
بمساز قوسیcrookواژههای مصوب فرهنگستانقطعهای الحاقی که برای تغییر نغمۀ پایه به سازهای بادی طبیعی (بدون پیستون) اضافه میشود
flashدیکشنری انگلیسی به فارسیفلاش، برق، تلالو، لحظه، فلاش عکاسی، تشعشع، جلوه، روشنایی مختصر، یک ان، بروز ناگهانی، خود ستایی، برق زدن، تاباندن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، خطور کردن
افزارلغتنامه دهخداافزار. [ ] (اِخ ) محلی است بمساحت 62هزار گز در 15هزار گز از قریه ٔ نیم ده الی تنگه کلا و از من کنو الی کردل . حدود آن از شمال بلوک قیر و کارزین از مشرق جویم از
زارالغتنامه دهخدازارا. (اِخ ) ناحیه ٔ وسیعی است بمساحت 577 کیلومتر مربع از شمال محدود است به کرواسیا و از جنوب بناحیه ٔ سیالاترو ازجنوب غربی به ادریاتیک و از شرق بترکیه ٔ اروپا.
باغشاهلغتنامه دهخداباغشاه . (اِخ ) نام محلی است بمسافت کمی در مغرب کوشک [ فیروزآباد ] . (از فارسنامه ٔ ناصری ص 241). دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد که در یک