بمباردمانلغتنامه دهخدابمباردمان . [ ب ُ دُ ] (فرانسوی ، اِ) به توپ بستن . پرتاب کردن گلوله از توپ یا بمب بر موضعی . بمباران . و رجوع به بمباران شود.
بمبارانفرهنگ انتشارات معین( ~.) [ فر - فا. ] (اِمر.) بمباردمان ؛ فرو ریختن پیاپی بمب از هواپیما بر روی اهداف از پیش تعیین شده .
بمبارانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) ، بمباردمان، بهتوپبستن، تیرباران، شلیک دستهجمعی، ضدهوایی
توپ بندیلغتنامه دهخداتوپ بندی . [ ب َ ] (حامص مرکب ) بمباران (بمباردمان ). (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). توپ بستن .رجوع به همین کلمه و توپ و دیگر ترکیبهای آن شود.
بمبارانلغتنامه دهخدابمباران . [ ب ُ ] (اِ مرکب ) (این کلمه به قیاس با سنگباران و گلباران و با عنایت به کلمه ٔ بمباردمان فرانسه ساخته شده است ). مخفف بمب باران و به معنی بمباردمان ف