بله برانفرهنگ انتشارات معین(بَ ل ِ. بُ) (اِمر) (عا.) صحبت ها و قول و قرارهای قبل از عروسی بین خانواده - های عروس و داماد.
بله برانفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهمراسمی که در آن خانوادههای عروس و داماد برای شرایط ازدواج با هم توافق کنند و جواب قبول از خانوادۀ عروس بگیرند.
بله برانلغتنامه دهخدابله بران . [ ب َ ل ِ /ب َل ْ ل ِ ب ُ ] (اِ مرکب ) (از: بله محرف بلی ، که عروس در مقابل وکیل داماد گوید قبول را + بران ) در تداول عامه ، محل یا مجلسی که در آن از
بله دادنلغتنامه دهخدابله دادن . [ ب َ ل ِ دَ ] (مص مرکب ) قبول کردن دختر صیغه ٔ نکاح را. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به بله بران و بله بری و بله گرفتن شود.
برانلغتنامه دهخدابران . [ ب ُ ] (نف ) بُرنده . || (ق ) در حال بریدن . || (اِمص ) عمل ِ بریدن .- بله بران ؛ در تداول ، گفتگوی دوخانواده ٔ عروس و داماد در قطع و فصل شرایط زناشوئی
بله گرفتنلغتنامه دهخدابله گرفتن . [ ب َ ل ِ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) اصغا کردن قبولی دختر صیغه ٔ نکاح را باگفتن لفظ بله (بلی ). بله گرفتن از عروس . او را به گفتن لفظ بلی واداشتن هنگام
بله بریلغتنامه دهخدابله بری . [ب َ ل ِ / ب َل ْ ل ِ ب ُ ] (حامص مرکب ) (از: بله ، محرف بلی + بری اسم از بریدن ) اقرار گرفتن از عروس و اولیاء او در قبول ازدواج . عمل اجازه ٔ تزویج گ