بلندگوفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی لیدکنندۀ مصنوعیصدا، مگافون، باند، گوشی تلفن، زنگ در، زنگ دوچرخه، بوق، آمپلیفایر ≠ میکروفن، دهنی، وسیلۀ شنوایی
بلندگوفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (برق) دستگاهی که انرژی برقی را به انرژی صوتی تبدیل میکند.۲. (صفت) [مجاز] تبلیغکننده.
بلندگولغتنامه دهخدابلندگو. [ ب ُ ل َ ] (نف مرکب ) بلندگوی . بلندگوینده . آنکه یا آنچه به صدای بلند سخن گوید. || (اِ مرکب ) اسبابی که تغییرات جریان برق را در یک دستگاه مخابراتی تبد