بلندمازولغتنامه دهخدابلندمازو. [ ب ُ ل َ ] (اِ مرکب ) درختی است از تیره ٔ بلوطها که در جنگلهای شمال ایران موجود است . این درخت از انواع دیگر تیره ٔ بلوط فراوانتر است و وسعت زیادی از
اشپرلغتنامه دهخدااشپر. [ اِ پ َ ] (اِ) نامی است که در اطراف رشت به بلندمازو دهند. رجوع به بلندمازو شود. رجوع به جنگل شناسی ساعی ج 1 ص 158 شود.
بلوطلغتنامه دهخدابلوط. [ ب َ / ب َل ْ لو ] (اِ) درختی است که از پوست آن پوست پیرایند و عربان در قدیم ایام به میوه ٔ آن غذا می کردند. (منتهی الارب ). درختی است بزرگ که با پوست آن
مازو میزیلغتنامه دهخدامازو میزی . (اِ مرکب ) یکی از انواع درخت بلوط که به نامهای : بلند مازو، مازی ، سیاه مازو، پالوط و اشپر نیز موسوم است . (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به مازو شود.
عقللغتنامه دهخداعقل . [ ع َ ] (ع اِ)خرد و دانش و دریافت یا دریافت صفات اشیاء از حسن وقبح و کمال و نقصان و خیر و شر، یا علم به مطلق امور به سبب قولی که ممیز قبیح از حسن است ، یا