بلندآوازهفرهنگ مترادف و متضادبنام، سرشناس، شهیر، مشتهر، مشهور، معروف، نامآور، نامدار، نامور، نامی ≠ گمنام
ادگارلغتنامه دهخداادگار.[ اِ ] (اِخ ) پادشاه انگلوساکسن ملقب به ازلینگ بمعنی بلندآوازه . او حقاً وراثت تخت و تاج داشت لکن در اول هارلد و سپس در 1066 م . گیوم فاتح حق ویرا غصب کرد
طنانلغتنامه دهخداطنان . [ طَن ْ نا ] (ع ص ) بلندآوازه : لفلان ذِکرها طنان ؛ ای مشهور. (ذیل اقرب الموارد) : بروزگار تو شادم اگرچه محرومم از آن بزرگی طنان و طلعت وضاح .مسعودسعد.