بلبوللغتنامه دهخدابلبول . [ ب ُ ] (اِخ ) نام موضعی و کوهی است به یمامة. (منتهی الارب ). کوهی است در وَشم از سرزمین یمامة. و گویند آن کوهی است . و برخی آن را کوهی در یمامه از سرزم
بلبللغتنامه دهخدابلبل . [ ب ُ ب ُ ] (ع اِ) هزاردستان . (منتهی الارب ) (دهار) (مهذب الاسماء). مرغی است معروف ، بقدر عصفوری و خوش الحان . (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ). جانور معروف که ه
بلبللغتنامه دهخدابلبل . [ ب َ ب َ ] (اِخ ) موقفی است از مواقف حاج ،و گویند کوهی است . (از معجم البلدان ) (از مراصد).
بلبللغتنامه دهخدابلبل . [ ب ُ ب ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان قوریچای ، بخش قره آغاج شهرستان مراغه . سکنه ٔ آن 185 تن . آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات ونخود و بزرک است . (از فرهنگ
بلبللغتنامه دهخدابلبل . [ ب ُ ب ُ ] (ع اِ) هزاردستان . (منتهی الارب ) (دهار) (مهذب الاسماء). مرغی است معروف ، بقدر عصفوری و خوش الحان . (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ). جانور معروف که ه