بلاوهلغتنامه دهخدابلاوه . [ ب َ وَ ] (اِخ ) دهی از دهستان چرداول ، بخش شیروان چرداول ، شهرستان ایلام . سکنه ٔ آن 150 تن . آب آن از رودخانه ٔ چرداول و محصول آن غلات و لبنیات است .
بلاوه گرلغتنامه دهخدابلاوه گر. [ ب ِوَ / وِ گ َ ] (ص مرکب ) (از: ب + لاوه + گر) در عبارت زیر از تفسیر ابوالفتوح رازی آمده است و ظاهراً بمعنی تائب و متضرع و زاری کننده و از گناه بازگ
بلأزةلغتنامه دهخدابلأزة. [ ب َ ءَ زَ ] (ع مص ) گریختن و دویدن . (از منتهی الارب ). گریختن و فرار کردن ، و یا دویدن . (از ذیل اقرب الموارداز تاج ). || سیر خوردن . (از منتهی الارب
بلأصةلغتنامه دهخدابلأصة. [ ب َ ءَ ص َ ] (ع مص ) گریختن و دویدن . (از منتهی الارب ). فرار کردن و گریختن . (از ذیل اقرب الموارد از جوهری ).
بلاوه گرلغتنامه دهخدابلاوه گر. [ ب ِوَ / وِ گ َ ] (ص مرکب ) (از: ب + لاوه + گر) در عبارت زیر از تفسیر ابوالفتوح رازی آمده است و ظاهراً بمعنی تائب و متضرع و زاری کننده و از گناه بازگ
گوارکلغتنامه دهخداگوارک . [ رِ ] (اِخ ) مرکز بخش کت دُ نُر از ناحیه ٔ گین گام (در فرانسه ) که در کنار رود بلاوه واقع شده و 700 تن جمعیت دارد.
لریانلغتنامه دهخدالریان . [ ل ُ ] (اِخ ) کرسی ولایت «مربیهان » به فرانسه . بندری نظامی در محل ریزش رود سکرف در بلاِوه . دارای راه آهن و 42853 تن سکنه .
لمنیلغتنامه دهخدالمنی . [ ل ِ م ُ ] (اِخ ) لیمنوس . یکی از شمالی ترین جزایر بحر سفید، ملحق به آناطولی میان ساحل آناطولی و آینوروز به یک فاصله ٔمساوی و در عین حال دماغه ٔ بلاوه ک
چال زغال (زخال)واژهنامه آزادچال زغال واقع در شهرستان چرداول استان ایلام می باشد.و مرز بین ایل ریزوند به ریاست توشمال صیدرضا احمدی و ایل بیژنوند هلیلان با ریاست محمدرحیم خان دارابی می باشد