بلاهتلغتنامه دهخدابلاهت . [ ب َ هََ ] (از ع ، اِمص ) بلاهة. کم عقل بودن در امورات دنیا. (غیاث اللغات ). بی عقلی . نادانی . حماقت . گولی . (ناظم الاطباء). سلیم دلی . (بحرالجواهر).
بلاهتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال ت، کودنی، عقب ماندگی مسخرگی پریشانی، پریشانی خیال، بیتوجهی
بلاستيکدیکشنری عربی به فارسیقالب پذير , نرم , تغيير پذير , قابل تحول و تغيير , پلا ستيک , مجسمه سازي , ماده پلا ستيکي