بلالیلغتنامه دهخدابلالی . [ ب َ ] (اِخ ) ابوطاهر محمدبن علی بن بلال ، از اصحاب امام یازدهم و از منکران وکالت ابوجعفر عمری که خودرا بجای ابوجعفر وکیل امام غایب میخوانده است ، و پی
بلالیلغتنامه دهخدابلالی . [ ب ِ ] (ص نسبی ) منسوب به بلال مؤذن حضرت رسول (ص ). (از الانساب سمعانی ).
بلالیطلغتنامه دهخدابلالیط. [ ب َ ] (ع اِ) ج ِ بلیطة معرب پلیته (فتیله ). (یادداشت مرحوم دهخدا): و یتخذ من أصله [ من أصل لوف ] بلالیط للنواصیر. (قانون ابوعلی مفردات چ تهران ص 204
بلالیطلغتنامه دهخدابلالیط. [ ب َ ] (ع اِ) زمینهای هموار و برابر. (منتهی الارب ). زمین مستوی و هموار، و از آن مفرد دیده نشده است . (از ذیل اقرب الموارد).
بلالیةلغتنامه دهخدابلالیة. [ ب َ لی ی َ ] (اِخ ) از فرق غلاة منسوب به ابوطاهر محمدبن علی بلالی . (از خاندان نوبختی ). رجوع به بلالی (ابو طاهرمحمدبن ...) شود.
بلالیطلغتنامه دهخدابلالیط. [ ب َ ] (ع اِ) ج ِ بلیطة معرب پلیته (فتیله ). (یادداشت مرحوم دهخدا): و یتخذ من أصله [ من أصل لوف ] بلالیط للنواصیر. (قانون ابوعلی مفردات چ تهران ص 204
بلالیطلغتنامه دهخدابلالیط. [ ب َ ] (ع اِ) زمینهای هموار و برابر. (منتهی الارب ). زمین مستوی و هموار، و از آن مفرد دیده نشده است . (از ذیل اقرب الموارد).