بلااستفادهفرهنگ انتشارات معین( ~. اِ تِ دِ یا دَ) [ ع . ] (ق .) بی - فایده ، بی بهره مق . مفید، سودمند.
بلااستفادةلغتنامه دهخدابلااستفادة. [ ب ِ اِ ت ِ دَ ] (ع ق مرکب ) (از: ب + لا (نفی ) + استفاده ) بدون استفاده . بی فایده . بی بهره . مقابل مفید. مقابل سودمند. (فرهنگ فارسی معین ). ناسو
بلااستفادةلغتنامه دهخدابلااستفادة. [ ب ِ اِ ت ِ دَ ] (ع ق مرکب ) (از: ب + لا (نفی ) + استفاده ) بدون استفاده . بی فایده . بی بهره . مقابل مفید. مقابل سودمند. (فرهنگ فارسی معین ). ناسو
گریزراه منابع مازادvent for surplusواژههای مصوب فرهنگستانوضعیتی در تجارت بینالملل که بر پایة آن یک کشور از صادرات منابع مازاد و بلااستفادة خود میتواند بهرهمند شود متـ . گریزراه مازاد
ترشیفرهنگ انتشارات معین(تُ) (اِ.) کلیة مواد غذایی که مزة ترش دارند و مقداری از اسیدهای مختلف در ترکیبشان وجود دارد. ترشی ها را به عنوان چاشنی غذا به کار می برند. ؛ ~انداختن کنایه از
بیفایدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی فایده، بیمصرف، بیلطف، بیموضوع، بیجا، بیهوده، بهدردنخور عبث، لاطائل، مهمل، یامفت، یاوه، بیمعنی (بیمعنا) بیارزش، بیسکه، بیثمر، بیخاص