25 فرهنگ

1956 مدخل


بقیه

baqiy[y]e

آنچه باقی مانده؛ مانده؛ بازمانده؛ به‌جامانده.

مانده، دیگر

۱. بازمانده، باقیمانده، باقی، بقایا، بقیت، تتمه
۲. ادامه، دنباله
۳. مابهالتفاوت، مانده

difference, other, remainder, remnant, residue, rest