شباریملغتنامه دهخداشباریم . [ ] (اِخ ) (به معنی خراب ) نام محلی در نزدیکی «عای » که اسرائیلیان بقهر در آنجا برگشته اند. (صحیفه ٔ یوشع: 7:5) (قاموس کتاب مقدس ).
بخسلوسلغتنامه دهخدابخسلوس . [ ب َ س ِ ] (اِخ ) نام پادشاهی (در داستان وامق و عذرا) که عذرا را بقهر و تعدی و عنف برده بود. (از برهان قاطع) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از فرهنگ
طغانلغتنامه دهخداطغان . [ طُ ] (اِخ ) مؤلف ترجمه ٔ تاریخ یمینی آرد: طغان نامی والی بست بود، و دیگری بایتوزنام این ولایت بقهر از دست او بیرون کرد و طغان طاقت مقاومت او نداشت ، ن