بغرالغتنامه دهخدابغرا. [ ب َ ](اِ) خوک نر باشد و بعربی خنزیر گویند. (برهان ) (هفت قلزم ) (از ناظم الاطباء) (مؤید الفضلاء). خوک نر و آنرا گراز نیز خوانند. (آنندراج ) (انجمن آرا)
بغرالغتنامه دهخدابغرا. [ ب ُ ] (اِ) کلنگی را گویند که در وقت پرواز پیشاپیش همه ٔ کلنگها رود. (برهان ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از انجمن آرا) (از هفت قلزم ) (سروری ). کلنگ پ
بغرالغتنامه دهخدابغرا. [ ب ُ ] (اِخ ) بغراخان نام پادشاهی بوده است از خوارزم . (برهان ). شهاب الدوله هارون بغراخان بن سلیمان از ایلک خانیه ٔ ترکستان (متوفی بین 383 و 384هَ . ق .
بقرارلغتنامه دهخدابقرار. [ ب ِ ق َ رِ ] (حرف اضافه ٔ مرکب ) بموجب . بنابر. بشرح : بقرار مسموع ؛ بموجب سخن شنیده شده .
بقراط ثانیلغتنامه دهخدابقراط ثانی . [ ب ُ طِ ] (اِخ ) فرزند ابرقلیدس بود. (از قفطی ). ماسک النفوس . یکی از اطبای ثمانیه ٔ یونان . (ابن الندیم ، بنقل از یحیی النحوی ).
بقرارلغتنامه دهخدابقرار. [ ب ِ ق َ رِ ] (حرف اضافه ٔ مرکب ) بموجب . بنابر. بشرح : بقرار مسموع ؛ بموجب سخن شنیده شده .
بقراط ثانیلغتنامه دهخدابقراط ثانی . [ ب ُ طِ ] (اِخ ) فرزند ابرقلیدس بود. (از قفطی ). ماسک النفوس . یکی از اطبای ثمانیه ٔ یونان . (ابن الندیم ، بنقل از یحیی النحوی ).
بقراتلغتنامه دهخدابقرات . [ ب َ ق َ ] (ع اِ) ج ِ بَقَرَة. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). رجوع به بقرة شود.