بقای رزمندهcombat survivalواژههای مصوب فرهنگستاناقداماتی که افراد نیروی خودی، هنگامی که در رزم بهطور ناخواسته از همرزمان جدا میشوند، باید انجام دهند که شامل روشهای مربوط به حفظ جان و گریز و اقدام پس از اس
بقای شیءobject permanenceواژههای مصوب فرهنگستانآگاهی از تداوم حضور اشیا حتی هنگامی که مستقیماً ادراک نمیشوند
بقایافرهنگ مترادف و متضاد۱. باقیمانده، بقیهها، تهمانده ۲. تفاله، درد، رسوب ۳. نخاله ۴. آثار، رگهها ۵. بازماندگان