بغبغولغتنامه دهخدابغبغو. [ ب َ ب َ ] (اِ صوت ) = بَقبَقَه . نام آواز کبوتر. (فرهنگ نظام ). بانگ کبوتر.
بغبغلغتنامه دهخدابغبغ. [ ب ُ ب ُ ] (ع ص ، اِ) چاهی که آبش نزدیک باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || فحل فربه از آهو. (آنندراج ) (از ناظم الاطباء
بغبغةلغتنامه دهخدابغبغة. [ ب َ ب َ غ َ ] (ع اِ صوت ) حکایت نوعی از هدیر شتر.(آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (متن اللغة).
اهدلدیکشنری عربی به فارسیصداي کبوتر وقمري , بغبغو کردن , با صداي نرم وعاشقانه سخن گفتن , اهسته بازمزمه ادا کردن
چشمه سرخلغتنامه دهخداچشمه سرخ . [ چ َ م َ س ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پایین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد که در 62 هزارگزی جنوب خاوری فریمان و 10هزارگزی جنوب راه مالرو عمومی فریم
خانقاهلغتنامه دهخداخانقاه . [ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پایین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد. واقع در 85 هزارگزی شمال خاوری فریمان و سر راه مالرو عمومی فریمان به بغبغو.
درخت بیدلغتنامه دهخدادرخت بید. [ دِ رَ ] (اِخ )دهی است از دهستان پائین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد، واقع در 90هزارگزی شمال خاوری فریمان و سر راه مالرو عمومی شاهان گرماب به بغبغو.