جنینةلغتنامه دهخداجنینة. [ ج ُ ن َ ن َ ] (اِخ ) موضعی است بعقیق مدینه . (منتهی الارب ) (معجم البلدان ). || مرغزاری است بنجد میانه ٔ ضریه و حزن بنی یربوع . (معجم البلدان ). || موض
جدالاثافیلغتنامه دهخداجدالاثافی . [ ج ُدْ دُل ْ اَ ] (اِخ ) موضعی است به عقیق مدینه . (منتهی الارب ) (مراصد الاطلاع ). یاقوت چنین آرد: جد درلغت بمعنای چاه قدیمی واثافی جمع اثفیه به م
حارثلغتنامه دهخداحارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن ابی ضرار بن حبیب بن حارث بن عائدبن مالک بن المصطلق بن مالک الخزاعی المصطلقی . او پدر ام ّالمؤمنین جویریه است . ابن اسحاق در مغازی ، آر